عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
65
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى )
لازم و مخارجى گزاف و واجب نموده ولى بمرور دهور و ايام و صدمه و لطمهء سيلاب سيلبند مزبور روى به خرابى و انهدام نهاده و چنان است كه همه ساله اوقات سه ماههء بهار گماشتگان حكومت [ 58 پ ] و ريش - سفيدان قريهء مزبوره مراقب و مواظبند تا هرگاه رعد بغرد و ابرى بگيرد و سيلى از آن رودخانه بدامن دشت جارى و روان شود فى الفور باغبانان و سرايداران از بام مسكوى سر در آن باغ جار دردهند و اهل آن قريه را اعلام كنند . بىتأنى بيلداران در بيرون سيل بند حاضر گشته همدست شوند و شرّ و خطر سيل را بگردانند . از تفضلات خداوندى است كه تا آن سيلبند خرابى حاصل كرده بشبگير سيلى بزرگ سراشيب نيايده ، زيرا كه چهار سال قبل در وسط روز سيلى برخاست « 1 » و با وجود آنكه پانصد نفر بيلدار حافظ و دافع بود نزديك بود كه عنان از دست گرفته باغ شاه را با دو محلهء فين عليا منهدم سازد . آخر الامر شرّ آن از باغ مزبور گشته از دو طرف آن قريه گذشته آنچه قنوات و باغات و عماراتى كه در جلو آن بود هموار كرده بخندق شهر افتاد و از دروازه و راه آبها به شهر در آمد و خرابى فاحش رخ نمود . ولى بزعم ارباب بصيرت [ 59 ر ] و فطانت و قول اصح اصحاب روايت بانى سيل بند مزبور همان زبيده خاتون بانى حصار و قلعهبندى شهر كاشان بود ، به حكم آنكه بالبداهه هركس در هر سرزمين شهرى بنا كند اول رفع شرّ احتمالات ضرر و خطر آن را بر ذمهء همت و حكمت خود لازم و واجب ميشمارد . و در نظر ارباب هندسه و هوش خطر اين مسيل مشهود بود و باحداث اين سيل بند رفع نموده ، زيرا كه وضع سيلبند چنان است كه از طرف غربى كشيده است تا موضعى كه سيلاب قريب دو ميل از بالاى سر كاشان رد مىكند و از
--> ( 1 ) - اصل : خواست